تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته ها
وقتی دلم میگیره...از تو از خودم از این زمونه...دوست دارم بنویسم
 

 
 

     پروانه ی او گر رسدم در طلب جان         چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم

     گر قلب دلم را ننهد دوست عیاری          من نقد روان در رهش از  دیده     شمارم

         چقدر گذر لحظه ها زمان میبره...هفته گذشته بود که باسه دیدن سینا کوچولو رفتیم بیمارستان

         مسیح دانشوری..سینا دوست و همکلاس سپهر پسرم بود..اون بدون ماسک نمی تونست نفس

        بکشه..    از مدتی پیش هم به خاطر وضعیت جسمانیش توی بیمارستان بستریش کرده بودند

         وقتی با مادرش حرف زدم گفت که باید پیوند ریه انجام بده...

         تعجب کردم...گفتم چطور ممکنه؟!!

         فکر کنم مادر سینا متوجه شد من چیزی در این ضمینه نمی دونم..اخه از پیوند عضو برام

          گفت .اینکه اولین بار در سال ۱۳۱۴ پیوند قرنیه به عتوان اولین پیوند عضو در ایران انجام

          شده و بعد از اون هم پیوند..کلیه..قلب و کبد و پانکراس..ودر سال ۱۳۷۹ اولین پیوند ریه..

         اون می گفت بیماران مرگ مغزی که هنوز قلبشون به خاطر وصل بودن به دستگاه اکسیژن

         می تپه و خونرسانی هم به اعضای بدنشون انجام میشه..بهتریت اهدا کنندگان عضو در جهان

         اند..اما هنوز عده کمی از خانواده ها حاضر به اهدای بدن عزیزانشون هستند ..

           سرش رو پایین انداخت..اشک توی چشاش حلقه زده بود..

         دستم رو روی شونه هاش گذاشتمو گفتم:هنوز ادم های خوب زیادن..

         دست سپهر رو گرفتم و از اتاق بیرون رفتیم

        هنوز توی راهرو بیمارستان بودیم که سپهر به سمت پوستری که رویش مطالبی نوشته شده

         بود دوید..((کارت اهدای عضو))

         با اصرار سپهر پیش یکی از پرسنل بیمارستان رفتیم...برامون از انجمن اهدا کنندگان عضو

         صحبت کرد..گفت روزانه حوادث زیادی در کشور انجام میشه که منجر به مرگ مغزی میشه

        در مورد اینکه ایا ممکنه بیماران مرگ مغزی به زندگی برگردن پرسیدم؟و اینکه تفاوت بین   

        کما  و مرگ مغزی چیه؟

        گفت که مرگ مغزی بر اثر اسیب شدید به مغز ایجاد میشه که تورم بافت مغز در حفاظ جمجمه

        باعث فشار به ساقه مغز و نرسیدن خون و اکسیژن به لایه های مغزی و در نتیجه مرگ سلول

        میشه. در حالیکه کما یک اختلال در عملکرد مغزه که کاهش هوشیاری فرد را به همراه داره 

        و با مرگ  مغزی  کاملا متفاوته...در کما احتمال بهبودی هست چون فرد خودش نفس میکشه اما

       در  مرگ مغزی نه..

       بعد دو تا فرم از کشوی میز در اورد و به من و سپهر داد...اولش یکم ترسیدم اما وقتی شور و

      علاقه سپهر رو دیدم..منم با اطمینان اون رو پر کردم..

       و حالا ۷ روز از اون ماجرا میگذره و این بار سپهر من روی تخت بیمارستان با ماسک نفس

        میکشه...

         کارت رو از جیبم در اوردم خط پسرم رو بوسیدم و با شوقی که از زنده شدن دوباره     پسر

         قلب..ریه ..کلیه ها..و تمام اعضای جگر گوشم رو تقدیم کردم

          سرم رو که بلند کردم نوازش دستی رو روی شونم احساس کردم..صدایی اشنا  رو شنیدم که

           می  گفت هنوز ادم های خوب زیادن....

                            اهای ادم ها بیاین ما هم خوبی را تجربه کنیم

            با مراجعه به سایت www.ehda.ir می توانید یکی از این کارت ها را داشته باشین

 

 
| نوشته شده توسط منیره
 
   
 

 

       رجایی کو پن نفت نداشت...خانه اش سرد بود مانند فقرا.

           این روزا همه جا حرف از هفته ی دولته..اگر کمی به پارچه نوشته های سر در ادارات دقت کنین

          نامی اشنا در میان نوشته ها می یابید...نامی از یک مرد بزرگ...شهید دولت..شهید ملت..

                                                  شهید  محمد علی رجایی

            در سال 1312 در شهرستان قزوین متولد شد.در 4 سالگس پدرش را از دست داد و تحت تکلف

            مادری مهربان قرار گرفت.پس از پایان دوره ششم ابتدایی به شاگردی مغازه خرازی مشغول

            شد.در 14 سالگی قزوین را به مقصد تهران ترک کرد.ابتدا در بازار اهن فروشان به   شاگردی

             پرداخت و بعد به دست فروشی رو اورد.

             ان زمان دوران حکومت رزم ارا بود و بساط کاسبی ها راکد.و این باعث شد که او جذب نیروی

            هوایی شود .دوره متوسطه را نیز به صورت شبانه به پایان رساند و وارد دانشسرا شد.پس از

            اخذ  لیسانس ریاضی به استخدام وزارت فرهنگ در امد و در شهرستان های خوانسار.قزوین

            و تهران مشغول به تدریس شد.در ضمن تدریس به فراگیری علوم اسلامی و انجام فعالیت ها

           ی سیاسی همت می گماشت.در سال 1340 به عضویت نهضت ازادی در امد که   منجر   به

            دستگیری و زندانی شدن وی شد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انجمن اسلامی معلمان را

            تاسیس کرد و در سال 1358 وزارت اموزش و پرورش را به عهده گرفت.سپس نماینده مجلس

           شد و در زمان ریاست جمهوری بنی صدر از طرف مجلس به نخست وزیری منصوب گردید.

           (من مقلد امام.فرزند مجلس و برادر رئیس جمهورم)

           این را کسی گفت که  بعد از عزل بنی صدر با رای اکثریت مردم ..رئیس جمهور ایرا ن شد

           رئیس جمهوری که  در بین مردم زیست با انان سخن گفت و مانند انها پوشید

          رجایی با اینکه هیچگاه از پله های کاخ با لا نرفت و لی انفجاری مهیب در 8 شهریور 1360  باعث عروج

           او به اسمان ها شد

                                                 یادش گرامی و راحش پاینده باد

 

 
| نوشته شده توسط منیره
 
   

  

 

با سلام خدمت همه ی خوانندگان مقالات مهرمن....اینبار گفتگویی ترتیب دادیم با....مرده قانون....

که بهتره از زبان خودشون بیشتر باهاشون اشنا بشیم...بفرمایید

ممنون...

بنده حکیم فیلسوف و طبیب و دانشمند ایرانی  ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا البخاری هستم...که در سال

370 هجری قمری مصادف با 980 میلادی در شهر بخارا زاده شدم.پدرم عبدالله زاده بلخ و مادرم ستاره زاده افشنه است

در جهان غرب مرا Avicenn و با لقب امیر پزشکان میشناسند....و در دیار خودم شیخ الرئیس..شرف الملک و حجه الحق لقب گرفتم

و هم اکنون نیز نزد شما می باشم

حکیم پورسینا به کلوب مهرمن کلوب مردمان ایران زمین خوش امدین....

از دوران نوجوانی و جوانی تان برایمان بگویید؟شنیدیم 18 سال داشتین که به تمام علوم زمان خود اگاه بودین؟!!

اری ...خانه ی پدرم محل فراگیری علم بود...به گونه ای که وقتی 10 ساله بودم در قران و ادب تبحر داشتم...پدرم دانشمندان

زمان را که به بخارا می امدند به خانه یمان دعوت می نمود....یکی از انها ابوعبدالله بود....

نزد اسماعیل زاهد علم فقه را اموختم و استاد ناتلی مرا منطق و هندسه اموخت....بعد از ترک ناتلی ازبخارا به علم طب روی

اوردم و بعد از ان به مطالعه الهیات پرداختم

یعنی همان زمان بود که به سراغ کتاب ارسطو(معلم اول) رفتین؟ شنیدیم مابعدالطبیعه را 40 بار خواندین!از ان زمان برایمان

بگویید؟

40 بار خواندم ...درست است ...تمام کتاب ما بعدالطبیعه ارسطو را از حفظ بودم...ولی زمانی ان را درک کردم و پی به معنا و مفهوم ان بردم که با کتاب ابونصر فارابی(معلم ثانی)اشنا شدم

کتابی در دست دوره گردی در کوچه و بازار...بهایش 3 درهم بود ولی خواندنش برای درک مابعدالطبیعه بسیار ارزشمند...

 حکیم از کتاب هایتان برایمان بگویید؟ چگونه و کجا انها را می نوشتین؟؟

تعدادشان بیش از 450 تاست که بیشتر در زمینه فلسفه و طب است...قانون .. شفا...تشریح الاعضا..قلنج...که امیدوارم بیشتر انها را در کتابخانه ی دانشگاههای ایران زمین بیابم

کجا و چگونه نوشتن انها نیز شرحی گسترده دارد...مثلا شفا را به اصرار شاگرد خوبم ابوعبید جوزجانی....زمانیکه از اوضاع بد سیاسی و برای دیدن قابوس ابن وشمگیر به گرگان سفر کردم شروع به نوشتنش کردم

و قانون را نیز پیش از ان......و هنگامیکه در زندان پسر شمس الدوله دیلمی فرمانروای  همدان بودم 3 کتاب دیگر را نوشتم

حکیم کی و چگونه در طبابت معروف شدین؟؟

وقتی 18 سال داشتم...نوح فرزند  منصور سامانی را درمان کردمو همان زمان بود که  در کتابخانه ی وی با کتابهای جدید اشنا شدم

و سخن اخر.....

اخر اینکه در هر گوشه ای از این دنیا کسی هست  با درد و مشکل و گرفتاری خویش....و هرکس برای ادامه ی زندگی خود می کوشد...اما کیست که به مفهوم چرایی زندگی خویش بیندیشد.....هیچکس به این فکر نمی کند چرا هستم....بلکه می اندیشد حالا که هستم چه کنم همیشه باشم....بدا به حال ما که می کوشیم همیشه باشیم

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت              یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت                اخر به کمال ذره ای راه نیافت

 

بدرود

 

 
| نوشته شده توسط منیره